۱۸ آذر ۹۴ ، ۰۹:۲۵
آسیب شناسی انتخابات و سوء بهره وری از قوم و طایفه
از رسالت محمد بن عبدالله (ص) به عنوان آخرین پیام آورو نزول قرآن کریم و ظهور اسلام به عنوان کاملترین دین در عربستان مالامال ازنژاد پرستی، حدود ۱۴۰۰ سال میگذرد. خداوند در قرآن میفرماید: ((ای مردم ، ما شما را از زن و مرد بیافریدیم و شما را جماعتها و قبیله ها کردیم تا یکدیگر را بشناسید. هر آینه گرامی ترین شما نزد خدا،پرهیزگارترین شماست. خدا دانا و کاردان است)). ( یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُم مِّن ذَکَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ). پیامبر اکرم(ص)در فتح مکه فرمود: «…ای گروه قریش! خدا نخوت [و غرور] جاهلیت و بزرگی کردن [یعنی افتخار] به پدران را از شما دور کرد؛ [هیچ کسی بر دیگری برتری ندارد، زیرا همه] مردم از نسل آدم اند و آدم را از خاک آفریده است…». و در حَجّه الوداع فرمود: «…مؤمنین همه با هم برادرند، خون شان برابر است و پایینترین افراد جامعه، حق مشارکت در قراردادهای اجتماعی را دارا میباشند». اسلام دین روشنایی برای همه بشریت است. دوری ازخرافه ها و رسیدن به صراط مستقیم وحقیقت ناب. ایجاد و بسط عدالت و برادری و چنگ زدن به ریسمانهای الهی. کلمات ساده و پرمعنایی که پیامبران الهی همواره برای انسانها به ارمغان آورده اند، و پس از آن در روش و منش اهل بیت(ع)، علما، بزرگان دینی و سیاسی در طول تاریخ قرار گرفته و تا ظهور آن موعود عدالت گستر تداوم خواهد یافت. عقل سلیم نیز با نگاه به شریعت، همنوا و تأییدکنندهی آن است. زیرا با توجه به وجوه مشترکی که میان افراد و جوامع گوناگون است. (آفرینش از یک گوهر، سرشت پاک و مشترک، نوعدوستی، عواطف یکسان، احساسات مشترک، داشتن حق آزادی و حق زندگی و…) هیچ دلیلی قانعکنندهای پیش عقل وجود ندارد که کسی را بدون علت،بردیگری برتری دهد. از همین جهت، خردمندان و اندیشمندان جهان، با توجه به شرایط و نیازمندی های عصر خویش، برای ریشه کن کردن برتریهای بی پایه و نابرابریهای برخاسته از جهل، گامهای ارزشمندی برداشته اند. آنچه مسلم است، این است که باید با درایت و آینده نگری متوجه شد،جهان در قرن ۲۱ وارد فاز تازه ای از تعاملات عمیق واجتماعی بین جوامع گردیده است، وهیچ جامعه ای نمی تواند با بی توجهی به این امر، درعصر ارتباطات خود را به فراموشی زده و به جریان این تحولات و تعاملات بی اعتنا بوده وخود را به انزوا بکشاند. جهانی شدن یک فرآیند واقعی، و به معنای تعامل و نزدیکی بیشتر ملتها و فرهنگها است، که از دل این نزدیکی، تبعات و نتایج بسیاری متوجه تک تک افراد جامعه خواهد شد.
زیرا باورهای بیبنیاد وقوم گرایی های متعصبانه، نه مبنای شرعی دارد، نه پشتوانهی عقلی، نه استقبال عرفی و نه سازگاری با موازین بین المللی. باید خیلی شفاف و صریح این مطلب را باز نمود، که متاسفانه غالباً ایجاد تفکر قومیت گرایی و طایفه گرایی در مبحث انتخابات، با هدف تقسیم پستها و مناصب مختلف به عنوان «غنیمت» در میان خویشان و اطرافیان وبدون توجه به عواقب منفی اینگونه عزل و نصب ها در سرنوشت منطقه در نطرگرفته می شود. بدیهی است این امر موجب ازدست رفتن فرصتها برای سایرافراد توانمند و باسواد وبا انگیزه و درنهایت خروج پتانسیلهای انسانی می گردد واین موضوع نیزعموماً مبنا وزمینهء کشمکش های فرصت سوز و تقابل های دوراز شان بین سایراقوام وطوایف موجود می گردد. ودراین شرایط، این آسیب اجتماعی حتی دامن روشنفکران وتحصیل کردگان جامعه را نیز فرا گرفته وآنها را نیزبا سایر عوام هم تراز میکند.و متاسفانه در پس پرده، طراحی و جریان سازی تعمدی و برنامه ریزی شده ای تحت لوای قومیت گرایی و طایفه بازی، به صورت انکارناپذیری درانتخابات و انتخاب افراد شایسته به چشم می آید. تا جایی که به سایر شاخص های مهم ترازقبیل: تخصص وتجارب مدیریتی درسطح کلان، تحصیلات مرتبط دانشگاهی، سوابق اجرایی وسیاسی، میزان ارتباطات وپذیرش افراد درجامعه، قدرت تصمیم گیری و هماهنگی،آگاهی همه جانبه به مسایل روز کشور وجهان و…….توجه ای نمی شود. در راستای همین تفکر پوسیده و تزریق شده، هرگونه انتصاب مدیران و رؤسای ادارات، سرو صدای همه اقوام را برمی انگیزد وحس متعصبانه آنها را تحریک می کند. زیرا ملاک ها و شاخص های انتخاب، صرفاً از یک زاویه دیده می شود. به طوری که حتی درهنگام انتصاب یک مدیراداره کوچک در یک منطقه دور افتاده، اعتراض شدید اهالی آن آبادی را به دلیل تعلق داشتن یا نداشتن فرد مورد نظر به قوم ونژاد ایشان در پی خواهد داشت. زیرا آن انتصاب ها به اصطلاح، براساس وعده ها و قول وقرارهای قبلی می بایست انجام گیرد. بدیهی است دامن زدن به این نوع تعصبات، سبب از دست رفتن فرصت ها و پتانسیل های بالقوه و مانع پیشرفت واقعی آن جامعه می گردد و به دلیل همین نگرش بسته، وتقسیم بندی افراد به گروه هاودسته های خودی و غیرخودی،بخش قابل توجهی از افراد به انزوا کشیده می شوند. درصورتیکه اگر با عقلانیت و پرهیز از هرگونه تبعیض قومی ونژادی، شرایط برای حضور تمامی افراد جامعه فراهم گردد، ضمن تضمین بقا و دوام بیشتر روابط اجتماعی، با تعامل وهمکاری تمامی نیروهای موجود درسطح اجتماع، محیطی امن و پررونق حاصل خواهد آمد. درحقیقت اجازه بروز و سمپاشی چنین تفکری توسط هر شخص وگروهی که شناخت و درک صحیحی از تغییرات کلان و نیازهای روز جهان نداشته باشد، میتواند یکی از زنگ های خطروموانع جدی رشد و توسعه هرمنطقه ای به حساب آید، زیرا هر انتخاب غلطی بر این اساس، میتواند سرنوشت جامعه را تا سال ها و بلکه دهه ها رقم بزند. معمولاً درسایه چنین شرایطی، آستانه ی تحمل نظرات وایده های مقابل بسیار پایین بوده و با غفلت از شرایط و وضعیت حال،باحواله نمودن امور به آینده وتقدم منافع فردی بر مصالح جمعی، تقریباً فرصتی برای رسیدگی به نیازها و امور مهم منطقه باقی نمی ماند و کارها بدون هر برنامه ریزی مدونی، به امید خدا رها میگردد. دراین شرایط، عملکرد ناپخته و وعده های حساب نشده ی برخی کاندیداها، درافزایش اختلافات نقش بسزایی دارد. زیرا مردم یک ایل یا طایفه، بدلیل اینکه در زمان فلان نماینده به آنها توجه نشده، خود را ناگزیر می بینند تا شخصی راحتی ضعیف تر،از طایفه خود انتخاب کنند تا به خواسته های آنها رسیدگی کند. در صورتی که اگر موازنه برابری فرصت در مناطق مختلف صورت گیرد، طایفه گرایی کم رنگ و فرد شایسته در راس انتخاب قرار میگیرد. متاسفانه دراین قبیل فضاها، حتی اگر در جریان تبلیغات انتخاباتی، فرد لایق و شایسته و همه تن حریف مورد نظرخود را یافته باشیم، ولی باز به دلیل همان نگاههای قومیتی، او را انتخاب نمیکنیم!!. واین یعنی انحراف از هنجار، حقیقت و شایسته سالاری. این درست همان نقطه ای است که عده ای به صورت کاسب کارانه، و با تحریک حس قومیت گرایی،به جای استفاده صحیح از توان و پتانسیل موجود در بدنه طوایف، سعی در سو استفاده از این ساختار سنتی و پایگاه اجتماعی که یادگارپدران نجیب منطقه است را دارند. بدیهی است، تداوم این نگاه، موجبات ضرر وزیان مردم منطقه را درمسائل مختلف در پی خواهد شد. به نظر می رسد در این اوضاع و احوال حساس،علمای دینی، بزرگان طوایف، افراد ذی نفوذ و صاحب منصب، فرهنگیان و اساتید دانشگاهها و تریبون های مسؤل و اصحاب جراید و رسانه های متعهد، موظف هستند نسبت به ترویج و تبلیغ شاخص ها و معیارهای واقعی و حقیقی انتخاب افراد شایسته و ارتقای سطح فرهنگی و آگاه سازی و اطلاع رسانی عمومی، نقش تاریخی خود را ایفا نمایند. زیرا هرسکوت بد هنگامی ممکن است، صدمات جبران ناپذیری وارد نماید. زیرا در این قبیل مشارکت ها، عمدتاً خطر حضور افرادی را شاهد هستیم که نه در قالب یک مشارکت مدنی، سیاسی، الهی، بلکه با جهت دادن و کانالیزه کردن و تغییر هویت انتخابات به یک رقابت قومیتی، سعی در به کرسی نشاندن خود یا کاندیداهایی از قوم خود را دارند. متاسفانه این افراد با واسطه قراردادن بزرگان طوایف، از عامل خویشاوندی به عنوان یکی از منابع قدرت اجتماعی منطقه، نهایت سواستفاده را کرده و مانعی جدی بر سر راه شایسته سالاری و وفاق اجتماعی و مشارکت های مناسب سیاسی میشوند. اگرچه خوشبختانه به دلیل روابط اجتماعی عمیق مردم منطقه وفرهنگ غنی و نیز افزایش آگاهی های عمومی و ارتقا سطح علمی جوانان و افزایش توجه به مسایل منطقه، به ویژه طی چند دهه اخیر، به عنوان سوپاپ اطمینان و سد راه بروز و حضور چنین اندیشه خطرناکی، بوده است. اما باید پذیرفت بسیاری ازکاندیداها که برنامه واندیشه مناسبی درتبلیغات انتخاباتی خود برای ارایه کردن به مردم ندارند و همواره حرف شان بیشتر از عمل شان بوده است، از دامن زدن به مسایل قومیتی به عنوان بهترین حربه استفاده می نمایند. البته این را هم باید اضافه کرد که بحمدالله تار و پود وجنس روابط مردم آنقدر مستحکم و منطقی است که دیگر هرکسی نمیتواند به بهانه چند صباح تبلیغات انتخاباتی بین مردم فاصله بگذارد و یا باعث اختلاف و جدایی بین ایشان گردد. چون مردم می دانند دوران انتخابات گذراست. و همه می دانند که رابطه های قوم وخویشی با داشتن عنصرقوی پدرسالاری و بزرگ سالاری، یکی از شاخص های مهم فرهنگی و اثرگذار درمنطقه است. اما متاسفانه بسیاری افراد کم بضاعت یا آنهایی که سالها دوراز منطقه بوده اند، دانسته یا نادانسته هر وقت اوضاع را بروفق مراد خود نمی بینند، بهترین سکوی پرتاب و راه پرواز وکسب رویاهای خود را در هزینه کردن این عناصر سنتی در برنامه های انتخاباتی خود قرارمی دهند. و روی مؤلفه هایی همچون خویشاوندگرایی شدید،و طایفه گرایی شدید مانور می دهند و یا حداقل از این فضا بهره برداری های شخصی می نمایند. طبیعی است که درچنین فضایی، فردیت کاندیداها نیزدر هاله ای از ابهام بوده وکمترین برنامه مدونی ازخود برای پیشرفت نخواهند داشت.و قطعاً افراد ذی نفوذ وبه اصطلاح حامی پس از موفقیت های احتمالی این قبیل کاندیداها، جهت دهنده رفتار ایشان خواهند بود. واین افراد به علت فلج بودن در هر نوع تصمیمی، تاثیرات منفی بسیاری برمنطقه خواهند داشت. و ما حسب اعتقادات دینی و پیروی از قوانین اسلامی و ولایت فقیه آموخته ایم که باید این حساسیتهای محلی و قومی را کاهش داد. زیرا در طول تاریخ تمام پیشرفتهای ما آنجا بوده که نه سیاست زده شدهایم، نه قوم گرا بودهایم و نه حساسیتهای قومی و منطقه ای را نقشآفرین دانستهایم. زیرا رمز موفقیت ما در مقاطع حساس انقلاب ودفاع مقدس، وحدت کلمه بوده است. و بزرگترین و بهترین نعمت و سمبل عینی این وحدت در تمام کشور اسلامی ما، مزار پر برکت شهیدان است. شهیدانی که با قومیت های مختلف،و با یک هدف مشترک، تحت لوای الله، قرآن، ولایت فقیه، رهبری، و پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران، جان خود را هدیه کردند. خداوند در قرآن به شهر مکه قسم یاد کرده اما این سوگند به سبب سنگ، بنا و خانههای مکه نبوده، بلکه از آن رو بوده که رسول اکرم(ص) به عنوان انسان متعالی در این شهر زیسته است. با این وصف انسان متعالی معیار ارزش یک شهر است و شهر زمانی شهر محسوب میشود که انسان در آن اکرام شده و حقوق او در ابعاد مختلف ادا شود. بنابراین اسلام نمی گوید عواطف قومی از بین برود، و کسی قوم و قبیله و همزبانش را دوست نداشته باشد، یا برایشان خدمت نکند. بلکه میگوید قوم دوستی سبب دشمنی با دیگران نشود و خدمت به قوم، عامل خیانت و ستم به دیگران نگردد. در علم اخلاق آمده است: «عصبیت عبارت است از تلاش انسان در حمایت قولی یا عملی از خود یا آنچه به وی نسبت دارد. مانند دین، خویشاوندان و اقوام. پس اگر حمایت به حق باشد و انسان را از عدالت و انصاف بیرون نبرد و در حرام نیاندازد، کاری خوب است و اما اگر حمایت به ناحق باشد و انسان را از انصاف خارج کند و به ارتکاب حرام وادارد، در این صورت امری نکوهیده و مذموم است.» بنابراین از دیدگاه اسلام، قوم دوستی نکوهیده نیست، بلکه قومگرایی نکوهیده است. تعظیم و بزرگ داشتن قوم خود مذموم نیست، بلکه تحقیر و کوچک داشتن اقوام دیگر مذموم است. توسعه و تکامل فرهنگ قوم بد نیست، بلکه جلوگیری از توسعه و تکامل فرهنگ اقوام دیگر، بد است. خلاصه آنچه اسلام میگوید و میخواهد آن است که قوم معبد باشد نه معبود. طبیعی است اگر در جامعه ای حساسیتهای سیاسی، بومی، قومی و قبیلهای باعث بشود که اولویتها رعایت نشوند به شهر متعالی مد نظر اسلام هیچ گاه دست نخواهیم یافت.و مدام دچار تسلسل باطل میشویم. دامن زدن به موضوع طایفه گرایی واصل قراردادن آن در موضوع مهمی مثل انتخابات، بزرگترین وسیله دشمن برای ایجاد اختلاف ودشمنی است. تاآنجا که به صورت فرسایشی زندگی مردم را، هم در فرهنگ و هم در افکارو هم در وضعیت کلی زندگی، به سمت بی تفاوتی نسبت به همدیگر سوق می دهد. دامن زدن به موضوع قوم گرایی تا جایی خطرناک است که پیامبر بزرگ اسلام می فرمایند: «هر کسی که در دلش به اندازه دانه ای خردل از عصبیت (تعصب قبیله ای)باشد خداوند او را در روز قیامت همراه اعراب زمان جاهلیت محشور می کند.(وسایل الشیعه ،ج ۱۵ باب ۵۷) در حقیقت، با پیدایش روحیه نژاد پرستی و قوم گرایی در یک جامعه، زلزلهای ویرانگر، در ساختمان فرهنگ و تمدن آن اجتماع پدید میآید که هر گلستانی را به ویرانه مبدل میکند.طوفانی خشمناک، که نه تنها جوامع و افراد آن آسیبی شدید میبینند، بلکه نسلهای بعدی را نیز با خود،هم سرنوشت، میگرداند. اکنون وقت آن فرا رسیده است که مغزهای زنگ گرفته زدوده شود و به این باور رسید که همهی افراد با هر رنگ و نژاد و عقیده ای، با هم برابرند و هیچ کس بردیگریبه وسیله ی نژاد، زبان،و زد و بندهای خونی، برتری ندارد. چیزی که مایه ی امیدواری میباشد آن است که چهره حقیقی این گونه افراد و گروههای جاه طلب و خود اندیش، برای حلقه های تحصیل یافته، نسل جوان واغلب مردم، برملا گردیده است وکم کم آن افسون و ترفندها،کارایی خود را از دست داده است. آنچه که باید بیشتر بدان توجه و تمرکز هوشمندانه نمود، اینست که معمولاً این گونه خودآگاهی ها، همواره مورد چشم تنگی و حسادت قرار گرفته و ازاین رو با طرح مسایل قومیتی، میخواهند به صورتی توطئه آمیز ما را به خودمان مشغول سازند تا از این شرایط بهترین بهره هارا ببرند. اما به قول معروف،آدم عاقل ازیک سوراخ دوبار گزیده نمی شود! امید است، با هوشیاری کامل،راه دسیسه توطئهگران از هر سو بسته شود . واین امر تنها درصورتی میسر و ممکن است که فرهنگ تحمل، همدیگر پذیری، و برابری در میان آحاد جامعه پدید آید. دشمنان آشکار و نهان ما میکوشند ما را به راهی ببرند که به «ترکســـتان» میانجامد، ولی اگر همدلی، همبستگی و برادری محفوظ بماند وانشالله پررنگ تر شود، یقین داشته باشیم که دام صَیّادان بیریشه، بیاثرخواهد ماند.
۹۴/۰۹/۱۸