صداقت در گفتار ،شجاعت در رفتار،اندیشه در علم

حمیدگمشادزهی فوق لیسانس حقوق جزا و جرمشناسی -استاد دانشگاه ،کارشناس حقوقی و قضایی آموزش و پرورش

صداقت در گفتار ،شجاعت در رفتار،اندیشه در علم

حمیدگمشادزهی فوق لیسانس حقوق جزا و جرمشناسی -استاد دانشگاه ،کارشناس حقوقی و قضایی آموزش و پرورش

۱۸ آذر ۹۴ ، ۰۷:۵۸

ضرورت فراگیری علم و دانش


پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم درباره وجوب کسب علم و دانش احادیث زیادی فرموده اند. در یکی از این احادیث می فرمایند: «طلب العلم فریضه علی کل مسلم؛ جستجو و طلب علم بر هر مسلمان واجب است.» این حدیث هیچ استثنائی ندارد، حتی از لحاظ زن و مرد هم استثنائی ندارد، چون مسلم یعنی مسلمان؛ خواه مرد باشد و خواه زن. به علاوه اینکه در بعضی از نقلهای کتب تشیع که در بحارالانوار نقل می کند، کلمه "و مسلمه" هم تصریح و اضافه شده است. این حدیث می فرماید: " فریضه علم یک فریضه عمومی است، اختصاص به طبقه ای یا صنفی یا جنسی ندارد. ممکن است یک چیز مثلا بر جوانان فرض باشد نه بر پیران، بر حاکم فرض باشد و نه بر رعیت، یا بر رعیت فرض باشد نه بر حاکم، وظیفه مرد باشد نه وظیفه زن؛ مانند جهاد و نماز جمعه که فقط بر مردان فرض است، بر زنان فرض نیست، اما این فریضه که نامش فریضه علم است بر هر مسلمانی فرض است و هیچگونه اختصاصی ندارد. " حدیث دیگر اینکه: «اطلبوا العلم من المهد الی اللحد؛ در همه عمر، از گهواره تا گور، در جستجو و طلب علم باشید.» یعنی علم فصل و زمان معین ندارد، در هر زمانی باید از این فرصت استفاده کرد. فردوسی اشاره به همین حدیث می کند و می گوید: به گفتار پیغمبر راستگوی *** زگهواره تا گور دانش بجوی همان طوری که حدیث اول از لحاظ افراد و از لحاظ جنس و صنف و طبقه، اختصاص و محدودیت را برداشت و این فریضه را از آن نظر تعمیم داد، این حدیث از لحاظ وقت و زمان توسعه و تعمیم می دهد. ممکن است فریضه و تکلیفی از لحاظ زمان محدودیت داشته باشد و نشود در هر زمانی به او پرداخت. مثلا روزه وقت و زمانش معین است و آن ماه رمضان است، و حتی نماز از لحاظ ساعت شبانه روز وقت معینی دارد و فقط در ساعات معین باید انجام گیرد. حج واجب است اما در همه وقت نمی شود آن را بجا آورد، موسم معین دارد و آن ماه ذی الحجه است. ولی فریضه علم محدود به هیچ وقت، هیچ زمان و هیچ سن و سال نیست و اگر وقت روزه، ماه رمضان و وقت حج، ماه ذی الحجه و وقت نماز ظهر مثلا از ظهر تا نزدیک غروب است، وقت تحصیل علم از گهواره تا گور است. حدیث سوم این که پیامبر فرمود: «اطلبوا العلم و لو بالصین (بحار الانوار، ج 1 ص 180)؛ یعنی علم را جستجو و تحصیل کنید و به دست آوردید ولو در چین.» یعنی ولو اینکه تحصیل علم، مستلزم این باشد که به دورترین نقاط جهان مانند چین سفر کنید. ظاهرا علت اینکه نام چین برده شده اینست که در آنروز از چین به عنوان دورترین نقاط جهان که مردم آنروز می توانستند به آنجاها بروند نام برده می شده، و یا علت اینست که در آنزمان چین به عنوان یک مهد علمی و صنعتی معروف بوده است. این حدیث می گوید تحصیل علم، جا و مکان معین ندارد، همان طوری که وقت و زمان معین هم ندارد. ممکن است یک تکلیف و فریضه از لحاظ جا و مکان محدودیت داشته باشد، نشود آن را در همه جا انجام داد. مثلاً اعمال حج از لحاظ محل و مکان هم مقید و محدود است. مسلمانان حتما باید اعمال حج را در مکه، در همان سرزمینی که توحید و اسلام از آنجا طلوع کرد و به سایر جهانیان رسید، در اطراف خانه ای که به دست حضرت ابراهیم علیه السلام و فرزند پاک نهادش حضرت اسماعیل علیه السلام بنا شد، انجام یابد. مسلمانان نمی توانند با هم توافق کنند و نقطه دیگری را برای اعمال حج انتخاب کنند. پس این تکلیف از این نظر محدودیت دارد، اما در انجام فریضه علم هیچ نقطه معین در نظر گرفته نشده، هر جا که علم هست آنجا جای تحصیل و به دست آوردن است، می خواهد مکه باشد یا مدینه، مصر باشد یا سوریه یا عراق، یا دورترین نقاط جهان، می خواهد در مشرق باشد یا مغرب. ارزش و فضیلت تحصیل علم یک سلسله احادیث داریم در باب فضیلت مهاجرت و مسافرت برای علم به نقاط دوردست. حتی آیه زیر به مهاجرت و مسافرت در طلب علم تفسیر شده است: «و من یخرج من بیته مهاجرا الی الله و رسوله ثم یدرکه الموت فقد وقع اجره علی الله (سوره نساء، آیه 100)؛ و هر کس از خانه خود به سوی خدا و پیامبرش برای هجرت خارج شود و در راه بمیرد، اجرش با خداست.» در یکی از احادیث معتبر ما وارد شده است: «لو علمتم ما فی طلب العلم لطلبتموه و لو بسفک المهج و خوض اللجج (بحار، ج 2 ص 177)؛ اگر می دانستید در نتیجه طلب و تحصیل علم به چه سعادتهائی می رسید، به دنبال آن می رفتید ولو به اینکه خون شما در این راه ریخته شود و یا مستلزم این باشد که به دریاها وارد شوید و اقیانوسها بپیمائید.» در حدیث چهارم که جمله ای از رسول اکرم است، روایت شده است که: «الحکمة ضاله المؤمن یأخذها اینما وجدها» یا به این تعبیر: «کلمة الحکمة ضالة المؤمن فحیث وجدها فهو احق بها»(بحار الانوار، ج2 ص 99)؛ حکمت گمشده مؤمن است، و هر کس که چیزی گم کرده است، آن را در هر نقطه که پیدا کند معطل نمی شود و برمی دارد. "حکمت" یعنی سخن و مطلب محکم و متقن و منطقی و درست، یعنی دریافت حقیقت. هر قانون و قاعده ای که با حقیقت وفق دهد و ساخته وهم و تخیلات نباشد "حکمت" است. امام علی علیه السلام می فرماید: «الحکمة ضالة المؤمن فاطلبوها و لو عند المشرک تکونوا احق بها و اهله»؛ حکمت گمشده مؤمن است؛ پس او را بجوئید و بیابید، هر چند نزد یک نفر مشرک باشد. شما که مؤمن هستید، به آن علم و حکمت سزاوارترید و شایسته آن می باشید. از همان حضرت نقل شده است: «الحکمة ضالة المؤمن فخذ الحکمة ولو من اهل النفاق» (نهج البلاغه، حکمت 80)؛ حکمت گمشده مؤمن است؛ آن را بگیر ولو از اهل انفاق. باز هم از این تعبیرات زیاد داریم. خلاصه همه اینها اینست که در فرا گرفتن علم، یگانه شرط اینست که آن علم درست و صحیح و مطابق با واقع و حقیقت باشد. شما به آن کسی که علم و حکمت را از او فرا می گیرید کار نداشته باشید. بلی یک وقت هست که آدمی در درست بودن و صحیح بودن مطلب تردید دارد. در اینگونه موارد کسانی که اهل تشخیص نیستند نباید به سخن هر کس گوش کنند، باید دقت کنند که تحت تأثیر و تلقین چه کسی هستند. اگر در این جهت دقت نکنند بسا هست که از آن راه گمراه شوند. ولی یک وقت هست که معلوم است که حرف طرف درست است، مثلا واقعا یک کشف علمی در طب یا در علوم طبیعی یا غیر اینها است و مسلم است که درست است. می فرماید در این صورت بروید یاد بگیرید. در احادیث ما از زبان حضرت عیسی علیه السلام نقل شده که فرمود: «خذوا الحق من اهل الباطل و لا تأخذوا الباطل من اهل الحق، کونوا نقاد الکلام» (بحار الانوار، ج 2 ص 96)؛ حق را بگیرید و بپذیرید ولو از اهل باطل، اما باطل را هرگز نگیرید و نپذیرید ولو از اهل حق. خودتان صراف سخن و سخن شناس باشید. به هر حال این سلسله احادیث، قید و محدودیت را در باب علم از لحاظ صرف ارتباط، یعنی از لحاظ کسانی که یک نفر مسلمان علم خود را از آنها فرا می گیرد برداشته است؛ زیرا ممکن است یک وظیفه ای از این نظر محدود باشد. مثلا نماز جماعت را باید به یک نفر اقتدا کرد، اما شرط دارد؛ شرطش این است که مسلمان باشد، مؤمن باشد، عادل باشد. اما در تعلیم و تعلم هیچ یک از این شرطها منظور نشده است.........

فضیلت تحصیل علم
یک سلسله احادیث داریم در باب فضیلت مهاجرت و مسافرت برای علم به نقاط دوردست. حتی آیه زیر به مهاجرت و مسافرت در طلب علم تفسیر شده است: «و من یخرج من بیته مهاجرا الی الله و رسوله ثم یدرکه الموت فقد وقع اجره علی الله (سوره نساء، آیه 100)؛ و هر کس از خانه خود به سوی خدا و پیامبرش برای هجرت خارج شود و در راه بمیرد، اجرش با خداست.»
در یکی از احادیث معتبر ما وارد شده است: «لو علمتم ما فی طلب العلم لطلبتموه و لو بسفک المهج و خوض اللجج (بحار، ج 2 ص 177)؛ اگر می دانستید در نتیجه طلب و تحصیل علم به چه سعادتهائی می رسید، به دنبال آن می رفتید ولو به اینکه خون شما در این راه ریخته شود و یا مستلزم این باشد که به دریاها وارد شوید و اقیانوسها بپیمائید.»
در حدیث چهارم که جمله ای از رسول اکرم است، روایت شده است که: «الحکمة ضاله المؤمن یأخذها اینما وجدها» یا به این تعبیر: «کلمة الحکمة ضالة المؤمن فحیث وجدها فهو احق بها»(بحار الانوار، ج2 ص 99)؛ حکمت گمشده مؤمن است، و هر کس که چیزی گم کرده است، آن را در هر نقطه که پیدا کند معطل نمی شود و برمی دارد. "حکمت" یعنی سخن و مطلب محکم و متقن و منطقی و درست، یعنی دریافت حقیقت. هر قانون و قاعده ای که با حقیقت وفق دهد و ساخته وهم و تخیلات نباشد "حکمت" است.
امام علی علیه السلام می فرماید: «الحکمة ضالة المؤمن فاطلبوها و لو عند المشرک تکونوا احق بها و اهله»؛ حکمت گمشده مؤمن است؛ پس او را بجوئید و بیابید، هر چند نزد یک نفر مشرک باشد. شما که مؤمن هستید، به آن علم و حکمت سزاوارترید و شایسته آن
می باشید.
از همان حضرت نقل شده است: «الحکمة ضالة المؤمن فخذ الحکمة ولو من اهل النفاق» (نهج البلاغه، حکمت 80)؛ حکمت گمشده مؤمن است؛ آن را بگیر ولو از اهل انفاق.
باز هم از این تعبیرات زیاد داریم. خلاصه همه اینها اینست که در فرا گرفتن علم، یگانه شرط اینست که آن علم درست و صحیح و مطابق با واقع و حقیقت باشد. شما به آن کسی که علم و حکمت را از او فرا می گیرید کار نداشته باشید. بلی یک وقت هست که آدمی در درست بودن و صحیح بودن مطلب تردید دارد. در اینگونه موارد کسانی که اهل تشخیص نیستند نباید به سخن هر کس گوش کنند، باید دقت کنند که تحت تأثیر و تلقین چه کسی هستند. اگر در این جهت دقت نکنند بسا هست که از آن راه گمراه شوند. ولی یک وقت هست که معلوم است که حرف طرف درست است، مثلا واقعا یک کشف علمی در طب یا در علوم طبیعی یا غیر اینها است و مسلم است که درست است. می فرماید در این صورت بروید یاد بگیرید. در احادیث ما از زبان حضرت عیسی علیه السلام نقل شده که فرمود: «خذوا الحق من اهل الباطل و لا تأخذوا الباطل من اهل الحق، کونوا نقاد الکلام» (بحار الانوار، ج 2 ص 96)؛ حق را بگیرید و بپذیرید ولو از اهل باطل، اما باطل را هرگز نگیرید و نپذیرید ولو از اهل حق. خودتان صراف سخن و سخن شناس باشید.
به هر حال این سلسله احادیث، قید و محدودیت را در باب علم از لحاظ صرف ارتباط، یعنی از لحاظ کسانی که یک نفر مسلمان علم خود را از آنها فرا می گیرد برداشته است؛ زیرا ممکن است یک وظیفه ای از این نظر محدود باشد. مثلا نماز جماعت را باید به یک نفر اقتدا کرد، اما شرط دارد؛ شرطش این است که مسلمان باشد، مؤمن باشد، عادل باشد. اما در تعلیم و تعلم هیچیک از این شرطها منظور نشده است.
هدف فردی از ادامه تحصیل
انسان هرکاری که انجام می دهد باید هدفدار وهمدفمند باشد ودرس خواندن نیز از این امر مستثنا نیست. قطعاً اگر هدف تحصیل وکسب دانش برای ما روشن بشود بسیاری از تصورات غلط و واهی وخیالات موهوم ذهن ما را برطرف خواهد ساخت. هر کسی می تواند از کسب دانش برای خودش هدفی درنظر بگیرد که یکی ازآن اهداف می تواند اشتغال باشد وکسانی نیز ممکن است رسیدن به موقعیت های اجتماعی وکسب قدرت وثروت و...هدف خودشان قراردهند اما ازدیدگاه قرآن کریم وتعالیم دین مبین اسلام هدف تحصیل علم ورای اینهاست. دراولین آیاتی که خداوند متعال بر رسول رحمت حضرت محمد "صلی ا...علیه واله" نازل فرمود هدف تحصیل وخواندن ونوشتن را مشخص فرموده است.
ازدیدگاه قرآن علم ودانش دارای ارزشی است که درمسیر حق تعالی وبرای رضای الهی وادای وظیفه وتکلیف باشد. آیات اولیه سوره علق نشانگر عنایت فوق العاده اسلام به تعلیم وتعلم وسواد ونوشتن است. درآیه دیگری خداوند انسانهای نادان ودانا راهمطراز ندانسته ودانایان را برنادانان برتری ورجحان داده است. وپیامبر اکرم"ص" هدف بعثت خویش راتعلیم وتعلم دانسته است."بالتعلیم ارسلت". ودرکلام دیگر طلب دانش را برهر مردوزن مسلمان لازم وواجب شمرده است : "طلب العلم فریضة علی کل مسلم" یعنی هدف وخواسته اسلام عالم بودن امت اسلامی است.
حال اگر تحصیل علم ودانش واجب است ـ که هست ـ اینکه اگر درس خواندم بعد چه خواهد شد، مطرح نیست، آیا وقتی می خواهیم نمازبخوانیم می گوییم اگرنماز بخوانم درآینده صاحب شغل ومقام وثروت و...خواهم شد یا چون دستور شرع مقدس است آنراانجام می دهیم. کسب دانش وفضیلت برای آحاد امت اسلامی یک واجب قطعی‌ومسلم است ودربخشهایی که نیاز جامعه اسلامی تأمین نشود واجب عینی می شود.
بنابراین توصیه ما به شما دوست جوان عزیز ودوست داشتنی این است که فارغ از این که درآینده چه می شود آیا شغل پیدا می کنی یا نه، به عنوان یک وظیفه وتکلیف شرعی ودینی با جدیت تمام درس بخوان والبته درانتخاب رشته ونوع درس علاقه مندی ونیاز جامعه وبازار کار واینگونه چیزها راملاک ومعیار قرار بده ولی هرگز به تصورات وتخیلات موهوم فکر نکن. ما مأمور به ادای وظیفه وتکلیف هستیم وانشاءا...پس ازانجام تکلیف ووظیفه با یاری ومساعدت حق تعالی وتدبیر وهمت وتلاش وتکاپویی که خواهیم داشت از دانش وفن فراگرفته خودمان دردنیا وآخرت بهره مند خواهیم شد. واما این که نوشته ای تحصیل کرده ها بیکارند،

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۹/۱۸
حمید گمشادزهی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی